خرید بک لینک

 

 

* ضمن تشکر از فرصتي که در اختيار صداي حوزه قرار داديد، در ابتدا خودتون رو معرفي کنيد، و در مورد سوابق تحصيلي و تبليغي خودتون کمي توضيح دهيد. بنده سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي هستم متولد شهر لاهيجان گيلان، پايه هاي اول تحصيل را در شهر لاهيجان گذرانده‌ام و از سال 70 وارد حوزه قم شدم.در فاصله کوتاهي که به قم آمدم، درس خارج را ابتدا کردم؛ اولين درس خارج که شرکت کردم، نزد حضرت آيت‌الله صالحي مازندراني بود. بنده بيش از چهل سال سابقه تدريس دارم، از مقدمات تا سطح و درس خارج؛ اکنون حدود ده سال است که درس خارج دارم. در طول سال‌ها، علاوه بر فعاليت‌هاي حوزوي، به تبليغ نيز پرداخته‌ام؛ تقريباً نزديک به سي سال در استان‌ها و شهرستان‌هاي مختلف، از جمله لاهيجان، شيراز، ايلام، کرمانشاه، سيستان و بلوچستان و ساير مناطق، منبر رفته‌ام و به تبليغ پرداخته‌ام.

* بفرماييد از چه زماني اين کار رو آغاز کرديد؟ و اولين روزي که اين کار رو شروع کار کرديد، چه حسي داشتيد؟ برخورد مردم چطور بود؟

در سال 1400،  اوايل دوران کرونا، حس کردم که لازم است فعاليتي براي مردم انجام دهم؛ قابلیت تبليغ رفتن ديگر نبود، و بنده نمي‌توانستم بي‌تفاوت باشم ازآن موقع جرقه اينکار به ذهنم رسيد تا خداي‌نکرده ارتباط يک طلبه با مردم قطع نشود، به اين ترتيب، مکاني کنار مجتمع ما انتخاب کردم  که آرام و دنج بود. ميز و پارچه‌اي ساده گذاشتم تا فضاي کوچکي براي ارتباط با مردم فراهم شود؛ جايي که مردم بتوانند سوالات شرعي، ديني، اخلاقي و اعتقادي خود را مطرح کنند و بنده در حد توان پاسخگو باشم. اولين باري که آغاز به اين نوع تبليغ کردم، حس خوبي داشتم؛ از اين جهت که بالاخره من يک طلبه، مدرس و مبلغ بودم. اين کار در حقيقت ادامه همان رسالتي بود که براي آن در اين مسير قدم گذاشته‌ام. اما درباره برخورد مردم نيز بايد بگويم که مردم چنين روشي را از يک شخص طلبه کمتر ديده بودند. کمتر با اين صحنه مواجه شده‌اند که روحاني‌اي در پياده‌رو يا معبر عمومي بنشيند، ميزي بگذارد و با مردم درباره مسائل شرعي، ديني، اخلاقي، خانوادگي و محورات ديگر گفت‌وگو کند. بسياري از رهگذران چنين چيزي را تجربه نکرده بودند و برايشان تازگي داشت. برخي از بزرگان، چه طلبه و چه غيرطلبه، از جمله اساتيد دانشگاه يا حوزه مي‌گفتند که اين کار بسيار عالي است  که طلبه‌اي  بيايد در پياده‌رو بنشيند و مستقيم با مردم ارتباط برقرار کند. آنان اين اقدام را کاري درست و پسنديده مي‌دانستند. بايد عرض کنم که حدود پنج سال از آغاز اين کار گذشته است، ديدگاه مردم عموما مثبت بوده است. اما طبيعي است که هر کاري و هر مسيري، مخالفاني هم داشته باشد. در کارهاي مختلف هم همين است. اين مسئله تفاوتي بين طلبه و غيرطلبه ندارد؛ هر کسي کاري انجام دهد، عده‌اي ايراد مي‌گيرند. «مهم آن است که کار طبق دليل عقلي، شرعي، عرفي و سيره پسنديده انجام شود، وقتي کاري عاقلانه، هدفمند، با اراده، همراه با توکل بر خدا و توسل به اهل‌بيت باشد، آن کار پيش مي‌رود؛ به‌ويژه وقتي که جنبه معنوي داشته باشد.» جايگاهي که براي نشستن انتخاب کرده بودم را نيز با تصاويري از شهدا و علما تزيين کردم و همين محور خود جنبه تبليغي داشت. حقيقت آن است که شخص روحاني از همان ابتدا مبلغ است. از زماني که وارد حوزه مي‌شود، حتي اگر هنوز ملبس نشده باشد، او مبلغ دين به شمار مي‌آيد. حضورش، وجودش، سَکناتش، حرکاتش، نوشتارش، قلمش، رفتارهاي روزمره‌اش، همه تبليغ است. تبليغ تنها گفتاري نيست؛ تبليغ نوشتاري، هنري، رفتاري و عملي نيز وجود دارد. بنابراين از يک طلبه و روحاني انواع مختلف تبليغ صادر مي‌شود و بايد هم چنين باشد. طلبه‌اي که درس مي‌خواند و بعد ملبس مي‌شود، به تناسب سن و هيئت ظاهري، رسالت تبليغي سنگين‌تري پيدا مي‌کند. در واقع، طلبه هميشه مبلغ اسلام است؛ نه اينکه فقط در دهه محرم يا ماه رمضان مبلغ باشد. از همان روزي که طلبه پا به حوزه مي‌گذارد و به عنوان سرباز امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) شناخته مي‌شود، مبلغ دين است. چه برادر باشد، چه خواهر، حضورش در حوزه رسالت تبليغي دارد. بسياري از مردم هنگام عبور، با من دست مي‌دادند، احوالپرسي مي‌کردند و حتي وقتي چند روز در سفر بودم، مي‌پرسيدند چرا نيستيد. اين نشان مي‌داد که علاقه داشتند. البته همان‌طور که عرض کردم، در هر کاري ممکن است برخي ايراد بگيرند. مثلا برخي مي‌گفتند چرا در کنار مسجد نمي‌نشينيد. توضيح مي‌دادم و قانع مي‌شدند. يا گاهي کسي مي‌گفت چرا براي خود صندلي نمي‌گذاري، که توضيح مي‌دادم نيازي نيست و مي‌پذيرفت. يا گاهي گفته مي‌شد اين کار دون شأن يک عالم است. اين موارد اندک بود، اما وقتي توضيح کافي مي‌دادم، قانع مي‌شدند. مثلا از آنها مي‌پرسيدم: «شأن چيست و دون شأن به چه معناست؟» وقتي تعريف روشني نداشتند، خودم معنا مي‌کردم و توضيح مي‌دادم که مصاديق شأن و دون شأن کدام است. گاهي حتي خودشان پس از شنيدن توضيحات مي‌گفتند اکنون فهميديم اين کار دون شأن نيست. البته لازم است بگويم که هر کسي اگر در اين عرصه وارد شود، بايد شرايط خود را بسنجد. هر روحاني يا طلبه‌اي مي‌تواند با توجه به جايگاه و شرايط، رسالت تبليغي خود را در قالب‌هاي مختلف، در مسجد، مدرسه، پارک، کوچه يا هر جاي ديگري دنبال کند. در عالم مسيحيت، يهوديت و حتي در ميان علماي اهل سنت نيز نمونه‌هايي وجود دارد که کارهايي شبيه به اين يا حتي پيشرفته‌تر از آن انجام شده است؛ مثلا علمايي به روستاهاي صعب‌العبور رفته‌اند و با مردم ارتباط مستقيم برقرار کرده‌اند. از اين جهت، ما حتي از برخي از آن‌ها عقب‌تر هستيم!

* به‌نظر شما در روز جاری مهم‌ترين سؤال‌ها و دغدغه‌هاي ديني مردم چيه؟

دغدغه‌هاي ديني مردم، تا آنجايي که به من مراجعه کرده‌اند، بسيار متنوع است. افرادي از طبقات مختلف جامعه پيش من آمده‌اند؛ گاهي دانشجو بوده‌اند، گاهي استاد دانشگاه يا استاد حوزه، حتي خلبان جنگنده، پزشک متخصص  پرستار و افراد ديگر. اين گروه‌هاي مختلف هر يک دغدغه‌هاي متفاوتي داشتند؛ از مسائل خانوادگي گرفته تا مسائل ديني و مبحثات ديگر. در ميان اين مسئلهات، برخي از مهم‌ترين سوال‌ها و دغدغه‌هاي ديني مردم چنين است: بخشي از اين پرسش‌ها به مسائل ارزشي جامعه مربوط مي‌شود؛ از جمله مهم‌ترين آن‌ها، محور «حجاب» است. بسياري از مردم مي‌پرسند چگونه مي‌توان بدون ايجاد تنش و حاشيه، اين ارزش ديني را در جامعه ترويج داد و به درستي عملي کرد. برخي نيز به‌طور مشخص درباره حدود و چگونگي رعايت حجاب سؤال مي‌کنند. از ديگر دغدغه‌هاي مهم مردم، مسائل تربيتي در خانواده‌هاست؛ مبحثي بسيار گسترده که در موارد متعددي ديده مي‌شود و محدود به قشر خاصي نيست. حتي در برخي خانواده‌هاي متدين يا مذهبي نيز اين چالش‌ها به چشم مي‌خورد. محور ديگري که بسيار مطرح مي‌شود، مسئله «ربا در بانک‌ها»ست. مردم مي‌پرسند که چرا با وجود آنکه نظام جمهوري اسلامي، يک نظام مقدس است و سال‌ها از استقرار آن مي‌گذرد، مسئله ربا همچنان در نظام بانکي حل نشده است، در حالي که مراجع عظام نيز بارها بر اين مسئله فرياد زده‌اند. بسياري از مردم، زماني که براي گرفتن وام مراجعه مي‌کنند، ذهنشان درگير اين است که آيا اين وام ربوي است يا خير. اين مسئله برايشان مهم است؛ زيرا نگرانند که خداي ناکرده مالشان آلوده به ربا شود و اين بر زندگي آن‌ها و اطرافيانشان تأثير بگذارد. در چنين مواقعي، من وظيفه داشتم که توضيح دهم و بر پایه ادله شرعي و نظرات مراجع، نگراني و تشويش آنان را برطرف کنم.

* در اين مدت، خاطره‌اي هست که خيلي روي شما تأثير گذاشته باشه؟

بايد عرض کنم که خاطرات فراواني دارم، اما چند نمونه را ذکر مي‌کنم:

*يکي از خاطرات مربوط به خلبان جنگنده‌اي است که پيش‌تر اشاره کردم. اين فرد با قامتي رشيد و چهره‌اي زيبا از آن سوي خيابان عبور مي‌کرد، در حالي که من در جايگاهم کنار ديوار مجتمع  نشسته بودم. من او را نمي‌شناختم. اما پس از اندکي، به سمت من آمد و گفت: «حاج آقا، از آن سوي خيابان شما را ديدم، دلم کشيد که بيايم و با شما صحبت کنم.» سپس خود را معرفي کرد و گفت که خلبان جنگنده است و چند سالي ديگر بازنشسته خواهد شد. او بيان کرد که باورهاي ديني‌اش آسيب ديده و سوالات جدي دارد. حدود چهل و پنج دقيقه نزد من نشست و درباره مباني اعتقادي گفت‌وگو کرديم. در پايان، بسيار شاد و آرام شده بود، به‌گونه‌اي که هنگام خداحافظي بشاش و خرسند  رفت. اين خاطره براي من بسيار زيبا و به‌يادماندني است.

*خاطره ديگر مربوط به يک پزشک متخصص بود که مطب خصوصي داشت. نزد من آمد و گفت: «حاج آقا، مشکلي دارم که فقط شما مي‌توانيد حل کنيد.» مشکل او درباره فرزندش بود. براي من جالب بود که فردي با چنين جايگاه اجتماعي و تخصصي، براي حل مشکلات اعتقادي و خانوادگي نزد من آمده بود. در طول سال‌هاي تبليغ در شهرستان‌ها و استان‌هاي مختلف، از جمله در گيلان، با چنين طيفي از افراد مواجه نشده بودم. اما در اين جايگاه، گروه‌هاي متنوعي شامل نظاميان، شاعران، طلاب، اساتيد دانشگاه و حوزه، پزشکان، پرستاران، نويسندگان و حافظان قرآن نزد من آمدند و پرسش‌هاي خود را مطرح کردند.

*خاطره ديگري که بسيار در ذهنم مانده، مربوط به يک دختر بچه کوچک است. او شايد در کلاس دوم يا سوم ابتدايي بود. نزد من آمد و با زبان کودکانه گفت: «عمو سلام.» من پاسخ سلامش را دادم و دست بر سرش کشيدم. سپس با دست‌هاي کوچک خود به مغازه‌اي اشاره کرد و گفت: «من دلم مي‌خواست چيپس بخورم، اما پول نداشتم. از مغازه چيپس برداشتم و خوردم. بعد پشيمان شدم. رفتم از پدر و مادرم پول گرفتم و به مغازه دادم. حالا مي‌خواهم بدانم آيا خدا از من ناراحت نيست؟ آيا من گناهکار شده‌ام؟» اين سوال ساده، اما عميق، تأثير زيادي بر من گذاشت. به او آرامش دادم، دستي بر سرش کشيدم و شکلاتي به او دادم؛ چون معمولا شکلاتي در جيبم داشتم تا به کودکان بدهم. اين خاطره و امثال آن به من نشان داد که حتي رفتارهاي کوچک نيز مي‌تواند تبليغ باشد و اثر بزرگي بگذارد. در مجموع، بسياري از اين خاطرات در من اثر مثبت گذاشته و انگيزه‌ام را براي ادامه کار بيشتر کرده است.

* تجربه شما از مواجهه با رفتارهاي تهديدآميز و بي‌احترامي در مسير تبليغ چيست و چگونه بر آن غلبه کرديد؟

بايد بگويم که طبيعي است مردم نسبت به اتفاقات و مسائل اطرافشان واکنش‌هاي يکساني نداشته باشند. انسان موجودي چندبعدي است و ترکيبي از نيروها و قواهاي مختلف مثل قوه‌ي عقل، قوه‌ي خيال، قوه‌ي شهوت، قوه‌ي وهم، و حتي قواي حيواني و ملکوتي است. به همين دليل، نگاه‌ها، برداشت‌ها و رفتارهاي آدم‌ها با هم فرق مي‌کند. پس انتظار اينکه همه يک‌جور فکر يا رفتار کنند، واقع‌بينانه نيست. البته ممکن است بعضي‌ها در حرف‌ها يا رفتارشان نارضايتي‌هايي نشان دهند. اين براي من نگران‌کننده نيست، چون با توجه به آموزه‌هاي قرآن و سيره‌ي پيامبران و امامان عليهم‌السلام، چنين واکنش‌هايي طبيعي و قابل درک است. طول تاريخ، گاهي برخي تلاش کرده‌اند تا ميان مردم و روحانيت فاصله بيندازند، اما سيره علما و بزرگان هميشه بر همراهي با مردم و حضور در ميان آن‌ها تأکيد داشته است. مردم نيز معمولاً قدردان اين همراهي و حضور هستند و وقتي روحاني با اخلاص در خدمتشان باشد، با احترام، محبت و اعتماد خود، قدرداني مي‌کنند. در موارد خاص، تجربه‌ها نشان مي‌دهد که برخي افراد ابتدا با واکنش جدي يا خشم وارد مي‌شوند ولي پس از گفت‌وگو و شنيده‌شدن، رفتارشان تغيير مي‌کند. واقعيت اين است که تبليغ دين هميشه با آساني همراه نيست. در برخي موقعيت‌هاي خاص اجتماعي، ممکن است فضا کمي ملتهب شود و واکنش‌هايي نسبت به حضور ما در لباس روحانيت شکل بگيرد. مثلاً در دوره‌اي که شعارهايي مثل «زن، زندگي، آزادي» در فضاي جامعه مطرح بود، من خودم در برخي اوقات با رفتارهايي  تهديدآميز يا با  بي‌احترامي‌هايي روبه‌رو شدم. اما اين‌ها مانع ادامه کارم نشد. در سفرهاي تبليغي‌ام به مناطق مختلف کشور، از جمله بخش‌هايي از سيستان‌ و بلوچستان که از نظر تواناییات و امنيت، شرايط سخت‌تري دارند، بارها با خطرهايي روبه‌رو شده‌ام. ولي باور دارم وقتي هدف، رساندن پيام دين و خدمت به مردم باشد، نبايد با هر مانعي عقب‌نشيني کرد. اگر پيامبر اسلام (ص) با آن‌همه سختي، آزار و توهين، دست از دعوت برنداشت، ما هم که ادامه‌دهنده راه او هستيم، نبايد از سختي‌هاي مسير تبليغ بترسيم. تبليغ، کار آساني نيست، اما چون هدف، مقدس است، بايد با صبر و توکل ادامه داد، حتي در شرايطي که فضا عليه ما باشد. خلاصه آنکه، مواردي بوده که ظاهراً با نيت منفي يا تخريب وارد شده‌اند، ولي در بسياري از موارد با گفت‌وگوي صبورانه، شنيدن و توضيح مودبانه، رفتار فرد تغيير کرده يا خشم فروکش کرده است. تجربه نشان مي‌دهد که بسياري از مخالفت‌هاي ظاهري ناشي از جهالت يا عصبانيت گذراست و فضاي گفت‌وگو و رفتار آرام مي‌تواند تأثير مثبت برجاي گذارد.

* شما پشت سر خود عکس‌هايي از شهدا و رهبر عزيز انقلاب نصب کرده‌ايد؛ چرا اين کار رو کرديد؟ چه پيامي داره براي مردم؟

همان‌طور که در آغاز سخنانم عرض کردم، تبليغ تنها به گفتار محدود نمي‌شود. به بيان ديگر، هر آنچه از يک فرد صادر مي‌شود مي‌تواند شکل و شيوه‌اي از تبليغ باشد. وقتي کسي طلبه مي‌شود، حتي پيش از آنکه لباس روحانيت بر تن کند، وجود او به نوعي پيام و تبليغ به همراه دارد. البته تبليغ منحصر به طلاب نيست؛ هر مسلماني به نحوي مبلغ دين است، اما طلبه به سبب رسالتي که پذيرفته، به‌طور ويژه در جايگاه تبليغ قرار مي‌گيرد. به محض ورود به حوزه و ثبت‌نام در مسير طلبگي، قدم در راه سربازي دين مي‌گذارد و خودبه‌خود به مبلغي براي اسلام بدل مي‌شود. ما در جهان اسلام، و حتي در سطح جهاني، شاهد روش‌هاي متنوعي در عرصه تبليغ هستيم. اديان مختلف، هر يک با شيوه‌ها و ابزارهاي خاص خود، به‌طور جدي تلاش مي‌کنند بر ذهن و باورهاي مردم تأثير بگذارند. روش‌هاي تبليغ منحصر به سخنراني نيست. گاهي سکوت، گاهي تصوير و گاهي حتي يک رفتار ساده مي‌تواند نقشي عميق‌تر از گفتار ايفا کند. براي نمونه، نقل شده است که برخي افراد تنها با ديدن تصوير آيت‌الله بهجت به ايمان رسيده‌اند. يا افرادي با شنيدن قرائت دلنشين مصطفي اسماعيل، قاري برجسته مصري، جذب اسلام شده‌اند. اين نشان مي‌دهد که حتي صدا، تصوير و هنر قرائت، مي‌توانند ابزار تبليغ باشند. در کنار اين موارد، متون ديني همچون قرآن کريم، نهج‌البلاغه يا مفاتيح‌الجنان نيز ابزار قدرتمندي براي تبليغ‌اند. بارها تجربه کرده‌ام که وقتي براي مردم آيه‌اي از قرآن يا روايتي از معصومان عليهم‌السلام را مي‌خوانم، آرامش خاصي در وجودشان پديد مي‌آيد. گاهي نيز شعر يا حکايتي اخلاقي همين اثر را دارد. تصاوير شهدا و رهبر انقلاب نيز همين نقش را ايفا مي‌کنند. افرادي که به ديدار من مي‌آيند، بارها به اين تصاوير واکنش نشان داده‌اند. حتي حضور يک روحاني با لباس و هيبت خاص خود، تبليغ است. بسياري تنها با نگاه کردن يا دست بوسي، احساس مي‌کنند با فرزند پيامبر يا عالمي ديني روبه‌رو شده‌اند و اين خود برايشان پيام‌آور معنويت است. البته مردم در برابر روحانيان، چه سادات و چه غيرسادات، انتظار صداقت و پايبندي دارند و اگر خلاف آن ببينند، به شدت واکنش نشان مي‌دهند. در واقع، تصاوير شهدا و بزرگان دين، نوعي زبان بي‌زبان‌اند. همان‌طور که حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه اشباح نهج‌البلاغه اشاره مي‌فرمايند، پديده‌هاي عالم هر يک نشانه‌اي از خداوند و معرفت الهي هستند.

به تعبير سعدي :

«برگ درختان سبز در نظر هوشيار / هر ورقش دفتر معرفت کردگار»

بنابراين، نصب تصاوير شهدا و رهبر انقلاب نيز در همين چارچوب معنا مي‌يابد. اين تصاوير موجب مي‌شوند حتي کودکان و نوجوانان با عشق و احترام به آنان نزديک شوند. بارها ديده‌ام که کودکان قد خود را بلند مي‌کنند تا بتوانند تصوير شهيدي را ببوسند. پيرمردان و پيرزنان نيز همين کار را مي‌کنند. گاهي هم افراد غيرايراني که به اين مکان وارد مي‌شوند، لحظه‌اي در برابر تصاوير مي‌ايستند و با دقت به آنها نگاه مي‌کنند. همه اينها نشان‌دهنده قدرت تبليغي تصوير و نماد است.

* چه توصيه‌اي براي طلاب جواني داريد که مي‌خواهند در کنار تحصيل علوم ديني، وارد عرصه تبليغ نيز شوند؟

شايد من شايسته نباشم که توصيه‌اي کنم؛ چراکه خود را تنها يک مدرس و مبلغ مي‌دانم و تجربه‌اي محدود دارم.. با اين حال، مطابق همان تجربه‌ها مي‌توانم نکاتي را به طلاب عزيز و جوان يادآوري کنم. مهم‌ترين سفارش بنده حقير به طلاب جوان اين است که در هر کاري که مي‌خواهند انجام دهند، عاقلانه، آگاهانه و با اراده عمل کنند. همچنين چهارمين رکن مهم در اين مسير، توکل و توسل به خداوند متعال است. ما انسان‌ها توانمندي‌هاي بسياري داريم که گاه از آن‌ها استفاده نمي‌کنيم و اين سرمايه‌هاي الهي را ضايع مي‌سازيم. قرآن کريم در آياتي درباره «نعيم» سخن مي‌گويد و مفسران توضيح داده‌اند که اين «نعيم» تنها خوراک و پوشاک نيست، بلکه شامل همه نعمت‌هاي الهي ازجمله معرفت، ايمان و ظرفيت‌هاي وجودي ما مي‌شود. در روز قيامت، درباره اين سرمايه‌ها از ما پرسش خواهد شد. يکي از پرسش‌هاي اصلي نيز درباره رفتار ما با اهل‌بيت(ع) است؛ حتي در روز جاری که قرن‌ها از زمان حضور ظاهري ايشان گذشته، بايد ببينيم آيا با سيره و منش آنان همراه بوده‌ايم يا خير. بسياري از ما، ده‌ها سال در حوزه درس مي‌خوانيم اما گاهي احساس مي‌کنيم کار جدي‌اي از ما صادر نشده است. گاه برخي طلاب نزد من مي‌آيند و مي‌گويند: «آقا، ديگر حال تبليغ نداريم؛ مردم نسبت به روحانيت بي‌احترامي مي‌کنند و دشنام مي‌دهند.» البته نمي‌توان انکار کرد که در جامعه گاهي ناسزا گفته مي‌شود، اما اين هرگز نبايد باعث عقب‌نشيني شود. اگر طلبه‌اي با سرمايه علمي و معنوي خود، همراه با عقلانيت، آگاهي، اراده، توکل و توسل وارد ميدان شود، مي‌تواند تأثيرگذار باشد. امروزه ابزارهاي متعددي براي انتقال معارف وجود دارد. گذشته از منبر و سخنراني، رسانه‌هاي مجازي، وب‌سايت‌ها و شبکه‌هاي اجتماعي فرصت‌هاي ارزشمندي براي تبليغ دين هستند.در واقع، طلاب جوان بايد بدانند گنجينه‌اي ارزشمند در درون خود دارند. شعر معروفي در اين‌باره مي‌گويد :

«سال‌ها دل طلب جام جم از ما مي‌کرد / و آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي‌کرد

گوهري کز صدف کون و مکان بيرون است / طلب از گمشدگان لب دريا مي‌کرد»

اين ابيات يادآور مي‌شود که ما بسياري از داشته‌هاي گران‌بها را در درون خود داريم اما گاه به دنبال آن در جاي ديگر مي‌گرديم. اميرالمؤمنين علي(ع) در شعري نيز فرموده‌اند: «أَتَزعَمُ أَنَّکَ جِرمُُ صَغيرُُ     وَ فِيکَ انطَوَي العالَمُ الأَکبَرُ»

آيا مي‌پنداري که جسمي کوچک هستي، در حالي‌که در وجود تو عالم بزرگ جاي گرفته است؟

طلاب بايد باور کنند که خداوند در وجود آنان توانايي‌هاي بزرگي نهاده است. اين نعمت‌ها با تلاش و توفيق الهي شکوفا مي‌شود. همان‌گونه که گفته‌اند: «از تو حرکت، از خدا برکت». انسان بايد با ابزارهايي که خداوند در اختيارش گذاشته (عقل، چشم، گوش، انديشه و استعداد علمي) حرکت کند و از هواي نفس که مانع رشد است، پرهيز نمايد. برخي از طلاب گله مي‌کنند که تبليغ دشوار است يا با توهين و مخالفت روبه‌رو مي‌شوند. بايد دانست اگر با دشنام عقب‌نشيني کنيم، دشمنان و اهل باطل ميدان را در دست مي‌گيرند. جامعه نيازمند حضور «جنود عقل» است و نبايد اجازه داد «جنود شيطان» بر عرصه غلبه کنند. در همين زمينه، سخني ارزشمند از اميرالمؤمنين علي(ع) در کتاب «تحف العقول» آمده است (صفحه 222 تا 224):

«مَنِ استَطاعَ أن يَمنَعَ نفسَهُ مِن أربعَهِ أشياءَ فهُو خَلِيقٌ بأن لا يَنزِلَ بهِ مَکروهٌ أبدا ، قيلَ : و ما هُنَّ يا أميرَ المؤمنينَ ؟ قالَ : العَجَلَهُ ، و اللَّجاجَهُ ، و العُجْبُ ، و التَّوانِي»

يعني: «کسي که بتواند نفس خود را از چهار ويژگي باز دارد، شايسته است که هيچ ناپسندي بر او فرود نيايد.» اين چهار ويژگي عبارت‌اند از:

1. عجله و شتابزدگي: بايد ميان سرعت عمل عقلاني و عجله تفاوت گذاشت. عجله معمولاً بدون تدبير و برنامه است و از شيطان دانسته شده است، در حالي که آرامش و طمأنينه از خداوند است.

2. لجاجت و يکدندگي: اگر روشي که در تبليغ يا عمل انتخاب کرده‌ايم درست نيست، بايد شهامت تغيير آن را داشته باشيم و بر خطاي خود اصرار نکنيم.

3. خودپسندي و خودشيفتگي: اين‌که فرد گمان کند به جايگاهي رسيده و ديگر نيازي به تلاش ندارد، مانع رشد مي‌شود.

4. سستي و تنبلي: طلبه نبايد دچار ضعف و بي‌تحرکي شود؛ بايد فعال و پرتلاش در ميدان حضور يابد.

اين توصيه‌ها براي همه طلاب ـ چه جوان و چه باتجربه ـ مفيد است. طلبه بايد با آرامش درس بخواند، از عجله بپرهيزد، به‌تدريج پايه‌هاي علمي خود را مستحکم کند و در تبليغ نيز با برنامه و دورانديشي عمل نمايد.

گاهي برخي از طلاب مي‌گويند شهريه کم است يا مشکلات مالي وجود دارد. اين دشواري‌ها نبايد مانع پيشرفت علمي و تبليغي شود. توکل به خدا و تلاش عاقلانه مي‌تواند راه‌گشا باشد.

اگر طلاب جوان با چنين رويکردي حرکت کنند، مي‌توانند هم در مسير تحصيل علوم ديني عميق شوند و هم با حضوري مؤثر و اخلاقي در جامعه، نقش سازنده‌اي در هدايت مردم ايفا کنند.

************************************

 # سردار دلها شهيد حاج قاسم سليماني کِرماني :  اصول انقلاب، قبول اصل ولايت فقيه است. نه صرفاً بگوييم ما تابع ولايت فقيه هستيم، ما بايد حکمت و تشخيص و ترسيم رهبري را توجه کنيم (**   از استاد  سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي)

** شناخت اجمالي از حضرت حجت الاسلام شهيد محمد علي اديب لاهيجي کوشالي دِهشالي گيلاني+http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/100+سايت سعادت ميرقديم ها يا دانش پيما+استاد سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي+

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





 



سوالات متداول

چرا وقتي تبليغ دين،اولويت اول يک روحاني ميشود!+قم اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

آخرین اطلاعات درباره مردم چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به مردم در این گزارش ارائه شده است.

وقتي تبليغ دين،اولويت اول يک روحاني ميشود!+قم چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با وقتي تبليغ دين،اولويت اول يک روحاني ميشود!+قم بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: آبتین رستمی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 22:06

صفحه بندی